تبليغاتX
این لحظه که میگذرد عمر است

* علم ثابت کرده که وقتی غذا رو بمالی رو صورتت خوشمزه تر میشه 
*
خودتو خسته نکن که فرق "آره" و "نه" رو یاد بگیری.
*
همیشه دو تا شیرینی بردار، با هر دستت یکی
*
سینه خیز برو توی جاهای تنگ و باریک تا دست مامان بهت نرسه
*
اون لیوان پلاستیکی که سرش چند تا سوراخ داره میدونی چیه؟ آب پاشه
*
مداد شمعی هاتو گاز بزن، نترس سمی نیستن
*
اگه گفتی کاغذ توالت چند متره؟
*
می تونی واسه خوابیدنت شرط بذاری: مثلا اینکه همه جک و جونورات باهات بیان تو رختخواب
*
یاد بگیر که در توالت رو از تو قفل کنی و جیغ بزنی
*
وانمود کن ترسیدی و مامان رو مجبور کن همه گوشه کنار اتاقت رو بگرده تا هیولا رو پیدا کنه. وقتی همه جا رو گشت و رفت بیرون، پنج دقیقه صبر کن و دوباره جیغ بکش تا باز هم بیاد بگرده
*
عادت نکن روی لگن بشینی
*
یاد بگیر در یخچال رو خودت باز کنی. میدونی انداختن تخم مرغ روی زمین چه کیفی داره؟
*
آرد+آب=ماکارونی
*
وقتی مامان می پرسه چی کار می کنی، بگو هیچی مامان جونم
*
وقتی با مامان میری رستوران، ظرف ها رو بنداز زمین
*
مامان عاشق نقاشی های توست. دیوارهای اتاقشو ...
*
وقتی مامان جارو برقی رو روشن میکنه، از ترس جیغ بکش
*
وقتی مامان بند کفشتو میبنده، هی لگد بزن. دفعه دیگه کفش بی بند برات میخره
*
وقتی مامان حواسش نیست پیش بندت رو باز کن
*
وقتی با مامان میری مهمونی یه راست برو سراغ چیزای شکستنی

                                                              

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 17:50 توسط كامران |

81) شهر مکزيک هر سال 25.5 سانتيمتر، نشست مي‌كند.
82) مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي‌ است که تلويزيون مي‌بينيد.
83) ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد مي‌كند.
84) تنها لغتي که در انگليسي با تمام اصوات، پشت سر هم ادا مي‌شود «subcontinental» مي‌باشد.
85) در واشنگتن‌ بيشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.
86) يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.
87) اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.
88) ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.
89) چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
90) بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.
91) کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کند.
92) گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنند در حاليکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!
93) ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد.
94) تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!!
95) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.
96) هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد.
97) فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.
98) کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.
99) اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.
100) اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد مي‌شود.

101) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده‌ايد.
102) در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و موژه‌ها.
103) کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.
104) در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.
105) تعداد انسان‌هايي که به وسيله خر کشته مي‌شوند، از انسان‌هايي که در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.
106) چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند.
107) دارچين بسيار کشنده است اگر به صورت وريدي به انسان تزريق شود.
108) فقط يک نفر از يک ميليارد نفر بيش از 116 سال عمر مي‌کند.
109) زبان قويترين ماهيچه در بدن است.
110) روز تولد شما حداقل با 9 ميليون نفر ديگر يکي است.
111) ستاره دريايي مغز ندارد.
112) زنان تقريبا 2 برابر مردان چشمک مي‌زنند.
113) انسان‌هاي راست دست به طور ميانگين 9 سال بيش از چپ دست‌ها عمر مي‌کنند.
114) هيچ کلمه اي در زبان انگليسي با کلمه month هم قافيه نمي‌شود.
115) مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشي به پهلوي راست مي‌افتند.
116) هر انساني در طول زندگي‌اش به طور ميانگين 8 عنکبوت را در حال خواب مي‌خورد.
117) گربه ماهي بيش از 27000 عضو چشايي دارد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:53 توسط كامران |

جـويـدن آدامس مـنحصر به انسانهاي امروزي نبوده بطوري
كه قديمي ترين تـــكه آدامس كشف شده متعلق به 9000

سال قبل ميــباشد. نخستين آدامس هاي تجاري در سال
1850 به بازار عرضه گرديد.

adams

چند نكته جالب در باره آدامس:

سالانه در حدود 500 هزار تن آدامس در سراسر جهان جويده ميگردد
.

  90 درصد كل آدامس هاي جهان توسط شركت آمريكايي wrigley توليد ميگردد.

كشور تركيه بالاترين تعداد شركتهاي توليد كننده آدامس در جهان را به خود اختصاص داده است، با 60 شركت توليد كننده آدامس.

ركورد بزرگترين آدامس باد شده به قطر 58 سانتي متر متعلق به خانمي از اهل كاليفرنيا ميباشد.

بلعيدن آدامس مشكل خاصي براي انسان ايجاد نمي كند، چراكه مانند ذرت بو داده از سيستم گوارش بطور دست نخورده عبور كرده و خارج ميگردد.

بجاي ماندن آدامس جويده شده در صحنه جرم ميتواند به شناسايي مجرم كمك كند. با بررسي اثر دندانها بروي آدامس

مواد تشكيل دهنده آدامس:

پايه و اساس آدامس(30%): بخشي از آدامس است كه هنگام جويدن حل نمي گردد. صمغ هاي طبيعي(chicle-mastic-spruce-balata)، لاتكس ها(leche-jelutong-nispero)، پلاستيك ها (پلي اتيلن، پلي وينيل استات، استئاريك اسيد)، پارافين جامد و يا موم زنبور عسل.

شيرين كننده ها(59%): شكر و دكستروز در آدامسهاي معمولي و در آدامس هاي بدون قند سوربيتول(sorbitol)، زايليتول(xylitol)، ايزومالت(isomalt)، مالتيدول(maltidol) مصرف ميگردد كه هم شيرين كننده هستند و هم حجم دهنده.

شيرين كننده هاي قوي(0.5%): نظير آسپارتام (aspartame) و پتاسيم اسسولفام(acesulfame -k) كه از قدرت شيرين كنندگي بسيار بالايي برخورد بوده و به عنوان طعم دهنده و افزايش ماندگاري طعم كلي به آدامس افزوده ميگردند.

نرم كننده ها(2%): گليسيرين، لسيتين، سوربيتول مايع، شيره ماليتول كه به آدامس بافت و نرمي ميبخشند.

شيره ذرت(10%): به عنوان نگهدارنده و جاذب رطوبت و براي حفظ تازگي به آدامس افزوده ميشود.

طعم دهنده ها(4%): نعناع(mint)(peppermint-spearmint-menthol)، دارچين(cinnamon)، اكاليپتوس(eucalyptus)، شيرين بيان(liquorice)، انواع ميوه ها (ليمو، توت فرنگي، آنانس، سيب، مركبات، هندوانه، انبه، زنجبيل) و طعم كولا.

اجزاء فعال(5%): اين اجزاء به عنوان سفيد كننده و تميز كننده دندانها،خوش بو كننده دهان و تنفس، و بهبود سلامتي دندانها به آدامس افزوده ميگردند. كارباميد(carbamide) به عنوان خنثي كننده اسيدهاي پلاك دندان ها و جلوگيري از پوسيدگي آنها، جوش شيرين(baking soda) و كربنات كلسيم (calcium carbonate) به عنوان سفيد كننده، استات روي(zinc acetate) و چاي سبز(green tea) به عنوان خوشبو كننده تنفس و رفع بوهاي بد دهان به آدامس اضافه ميگردند. ويتامين ها، كلسيم، فلورايد و روي از ديگر مواد فعالي ميباشند كه ممكن است به آدامس افزوده گردد.

رنگ هاي غذايي و خوراكي.

آدامس هاي ويژه:

آدامس نيكوتين دار(nicotin gum): حاوي نيكوتين بوده و علايم محروميت از نيكوتين و هوس كشيدن سيگار، درافرادي كه مايل به ترك سيگار ميباشند را كاهش ميدهد.

آدامس بادكنكي(bubblegum): از رنگ صورتي و از صمغ بيشتري برخودار بوده و خاصيت ارتجاعي بيشتري دارند. حجمشان نيز نسبت به آدامس هاي معمولي بيشتر ميباشد.

آدامس هاي حاوي ويتامين ها كه مخصوص كودكان تهيه ميگردد.

فوايد جويدن آدامس براي سلامتي:

حتما از آدامس هاي بدون قند(sugar free) استفاده كنيد.

كمك به تمركز و بهبود حافظه. عمل جويدن باعث تحريك هيپوتالاموس مغز و ترشح هورموني ميگردد كه انسان را گوش بزنگ، هوشيار و متمركز نگه ميدارد.

كاهش گرفتگي گوش ها ناشي از تغييرات فشار هوا حين پرواز با هواپيما.

افزايش بزاق دهان تا 10 برابر. بزاق دهان حاوي يونهاي كربنات هيدرون است كه نوعي قلياي ضعيف محسوب شده و موجب خنثي شدن اسيدهاي پلاك در دهان ميگردد. همچنين بزاق حاوي مواد معدني نظير كلسيم، فسفات و فلورايد است (مواد تشكيل دهنده ميناي دندان) كه در ترميم زود هنگام پوسيدگي ها و افزايش استحكام ميناي دندان ها موثر ميباشد. آنزيم آميلاز موجود در بزاق نيزهضم كربوهيدرات ها را سرعت ميبخشد. بنابراين افزايش ترشح بزاق موجب محافظت از دندانها در برابر پوسيدگي (تا 40 درصد)، تسهيل عمل هضم كربوهيدراتها و جلوگيري از خشكي دهان ميگردد. افزايش بزاق با خنثي سازي اسيد معده، سوزش سردل را نيز كاهش ميدهد.

رفع بوي بد دهان و خوشبو كردن تنفس.

پاكسازي سطوح دندان ها از مواد غذايي.

كاهش استرس و تنش.

آدامس هاي حاوي شيرين كننده الكل زايليتول(xylitol) از پوسيدگي دندان ها جلوگيري ميكنند.

آدامس هاي حاوي كافئين براي هوشيار نگه داشتن ذهن و بيدار ماندن موثر ميباشند.

كمك به هضم غذا با تحريك معده.

سفيد شدن دندانها توسط آدامسهاي حاوي مواد سفيد كننده.

آدامس نعناعي ضد نفخ ميباشد.

آدامس از سوي ديگر با تحريك معده و تسريع عمل هضم باعث افزايش حس گرسنگي ميشود. (افرادي كه قصد كاهش وزن دارند نبايد آدامس بجوند)

جويدن آدامس ضربان قلب را اندكي افزايش ميدهد (5 ضربان در دقيقه) كه باعث افزايش جريان خون به مغز و ديگر اعضاء بدن ميگردد.

نكته:جويدم آدامس در هر ساعت 12 كيلوكالري انرژي مي سوزاند.

نكته:جويدن طولاني مدت و با شدت آدامس ميتواند به مفصل گيجگاهي فكي آسيب رسانده و يا پركردگي هاي دندانها را از جاي خود خارج سازد.

نكته:افرادي كه از درد مفصل گيجگاهي فكي رنج ميبرند نبايستي آدامس بجوند.

نكته:براي پر كردن موقت درزها و شكافها و يا محكم كردن موقت شيشه لق پنجره ها نيز ميتوان از آدامس استفاده كرد.

آداب مصرف آدامس:

از جويدن آدامس با دهان باز خودداري كنيد.

با جويدن آدامس جلب توجه نكنيد و به ملايمت و آرامي آدامس بحويد.

از باد كردن و تركاندن آدامس در حضور ديگران خودداري كنيد.

در كلاسهاي درس، محيط مدرسه و دانشگاه، ميهماني هاي رسمي، مراسم هاي رسمي (ازدواج، نامزدي و تدفين)، مطب دكتر و بيمارستان از جويدن آدامس خودداري كنيد.

از انداختن آدامس بروي زمين و يا به بيرون پرتاب كردن آن از پنجره خودرو اجتناب ورزيد.

فويل بسته بندي و لفاف آدامس را نزد خود نگه داريد، و هنگام دور انداختن آدامس ، آن را بدور آدامس پيچيده و درون سطل هاي زباله بياندازيد.

روش جدا سازي آدامس:

چنانچه آدامس به روي فرش، موكت و يا لباس چسبيد، ابتدا آن را توسط يك تكه يخ سفت و منجمد كنيد و سپس با كمك يك چاقوي كند آدامس را جدا كنيد. لباسها را ميتوانيد درون فريزر قرار دهيد تا آدامس سفت شود.

چنانچه ادامس به موي سر شما چسبيد آن را به كمك كره بادام زميني و يا روغن هاي نباتي نرم كرده و از مو جدا سازيذ.

به كمك الكل طبي نيز لكه هاي آدامس را برطرف كنيد.

نحوه باد كردن آدامس:

چند تكه آدامس را درون دهان قرار دهيد و به مدت 10 دقيقه آن را بجويد تا قند آن كاملا حل گردد.جويدن آدامس به همراه كره بادام زميني بادكردن آدامس را تسهيل ميكند.

به كمك سقف دهان و نوك زبان آدامس را به فرم يك توپ درآوريد.

آدامس را به كمك زبان و پشت دندان هاي قدامي (و يا سقف دهان) پهن و مسطح سازيد.

لبه هاي آدامس را با دندانهاي فوقاني و تحتاني خود نگه داشته و سپس با نوك زبان وسط آدامس را بسمت خارج هل دهيد.

به كمك لبها لايه نازك شده آدامس را نگه داشته و از طريق ريه ها (نه لب ها) به درون آدامس بدميد.

ماركهاي معروف آدامس:

1-شركت (wrigley):orbit-extra-freedent-eclipse-excel-bubble tape-hubba bubba-airwaves-doublemint-juicy fruit-big red-altoids-winterfresh

2-شركت cadbury adams)):trident-stride-bubblicious

3-شركت (perfetti van melle)::happydent-vivdent-air heads-air actioin-frisk-daygum

 adams

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 17:44 توسط كامران |

41) فيل‌ها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
42) در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود.
43) بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها مي‌ترسند كه نمي‌توانند آن‌ها را بكشند.
44) مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي‌كند.
45) قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
46) موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
47) صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
48) استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري‌هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي‌دهد.
49) فندك قبل از كبريت اختراع شد.
50) نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.
51) به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌ها اشتباه داده مي‌شوند.
52) به زيپت نگاه كن، ميبيني كه روش نوشته  YKKاين نمايان‌گر شركت « يوشيدا كوگيو كابوشي بيبايشا » است، بزرگ‌ترين توليد كننده زيپ در جهان!
53) هيچكس نمي‌داند چرا صداي اردك‌ها اكو نمي‌شود!
54) چهل درصد سود مك‌دونالد از فروش هپي‌ميل‌ها ( يک وعده غذايي كامل در جعبه است، كه اگه يک بار FastFood رفته باشيد، ميدونيد چيه!) بدست مي‌آيد.
55) لئو‌ناردو داوينچي مي‌توانسته با يک دستش بنويسد و با دست ديگرش نقاشي كند!
56) به دليل اينكه فلز كمياب بود، اسكارهايي كه در طي جنگ جهاني دوم داده شد، از چوب ساخته شده بود.
57) بروس‌لي خيلي سريع بود، به طوري‌كه بايد فيلم را واقعا آهسته مي‌كردند تا بتواني‌ حركاتش‌ را ببيني!
58) سس كچاپ در سال 1830 به عنوان يك دارو به فروش مي‌رفته است.
59) لئو‌ناردو داوينچي مخترع قيچي بود، همچنين 10 سال طول كشيد تا لب‌هاي موناليزا را نقاشي كند.
60) وقتي پاهايت‌ را آرام بالا بياوري و به پشت بخوابي، در ماسه فرو نمي‌روي.

61) پشه‌كش‌ها پشه را نابود نمي‌كنند، بلكه تو را مخفي مي‌كنند! آن‌ها حس پشه‌ها را از كار مي‌اندازند، بنابراين پشه‌ها نمي‌توانند بفهمند كه تو كجايي!
62) دندانپزشك‌ها توصيه مي‌كنند كه زمان مسواك زدن، تا 6 قدم از توالت دور شويد تا از ورورد ذرات معلقي كه بوسيله هوا منتقل مي‌شوند، در هنگام شستشوي دهان، جلوگيري شود.
 Marlboro 6۳)صاحب اصلي كارخانه Marlboroاز سرطان ريه مرد.
64) پولي كه مايكل جردن ساليانه از كارخانه نايك بدست مي‌آورد، از كل حقوق همه كاركنان اين كارخانه در مالزي، بيشتر است!
65) Stewardesses طولاني‌ترين كلمه‌ايست كه مي‌توانيد با دست چپ تايپش كنيد.
66) اكثر افراد در كمتر از 7 دقيقه خوابشان مي‌برد!
67) 56% افرادي كه دست چپ هستند، تايپيستند.
68) غير ممکن است که بتواني با چشمان باز، عطسه کني!
69) به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!
70) ما در طول زندگي‌مان، 18 کيلو پوست مي‌اندازيم.
71) رنگ مورد علاقه 80% از آمريکايي‌ها، آبي مي‌باشد!!
72) اگر مي‌خواهي از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببري، انگشت‌هايت را در چشمانش فرو کن. فورا به ‌شما اجازه مي‌دهد كه فرار كني!
73) وقتي شخصي در سريلانکا سرش را از طرفي به طرف ديگر تكان مي‌دهد، يعني «باشه»!
74) در اين دنيا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بيشتر است.
75) يکي از شگفتي‌هاي رياضي اين است‌ که وقتي عدد 111111111 را در خودش ضرب كني، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321
76) دكمه # (فون) كه روي كيبرد مي‌باشد، «اُكتُسرپ» خوانده مي‌شود.
77) «گربه» تنها حيوان خانگي هست كه در كتاب مقدس به آن اشاره‌اي نشده است.
78) نوارهاي لاستيكي خيلي طول مي‌كشد تا سرد شوند.
79) Dreamt تنها كلمه‌ايست که در زبان انگليسي باmt تمام مي‌شود!!
80) «يويو» اولين بار به عنوان يک سلاح در فيليپين استفاده مي‌شد!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 16:10 توسط كامران |

1) انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند!
2) خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
3) يک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
4) ناخن‌های انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند!
5) حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسی، در كلمات بكار می‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
6) خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود!
7) دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز می‌گذارند!
8) قديمی‌ترين آدامسی كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
9) اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده می‌كنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
10) سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
11) ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول می‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
12) جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزی شما می‌شود!
13) در تايوان بشقاب‌های گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم می‌خورند!
14) يك‌چهارم استخوان‌های بدن، در پای او قرار دارد!
15) اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
16) فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.
17) قلب شما روزی ۱۰۱۰۰۰ بار مي تپد.
18) دهان شما روزی يک ليتر بزاق توليد ميکند.
19) به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است.
20) از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگی ميشود.

21) کشتي ملکه اليزابت دوم بابت هر گالون سوختي که مي‌سوزاند فقط 1.5 متر حرکت مي‌کند.
22) يک انسان 8 ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.
23) هر آمريکايي به طور ميانگين 2 کارت اعتباري دارد.
24) زنان دو برابر مردان چشمک ميزنند.
25) عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.
26) اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد.
27) مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
28) كلمه «ماشين‌تحرير» (TYPEWRITER) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
29) شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
30) محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.
31) وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.
32) خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
33) وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
34) جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
35) تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است.
36) كروكوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
37) حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد.
38) تمامي خرس‌هاي قطبي چپ‌دست هستند.
39) در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جويي كند.
40) پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 14:34 توسط كامران |

۱ سال پیش در ماه رمضان به صورت غیر منتظره یه فیلمی پخش شد از معجزات و انرژی درمانی شخصی به نام اقای علی اکبری. دوستانی که روزنامه خون باشن خوب به خاطر دارن که این شخص در ایران یه بار به جرم کلاهبرداری دستگیر شد و روزنامه اون زمان فکر کنم شرق نوشت البته نه به اسم کامل بلکه مختصر. اما همه متوجه شدن این شخص که با ع.ا نوشته شده همین ادم هست. خب برای خودم شوکی بود که این ادم در امریکا چیکار میکنه؟؟ و چرا Ipn دارن تبلیغ میکنه؟؟ اون روز اقای مهران و اون یکی دوستشون که فکر کنم کوروش بود همراه با همین اقای علی اکبری در تلویزیون بودن و چیا که نمیگفتن. جالب که فیلم هم تیکه تیکه کرده بودن و در بینش این اقا می اومد و از خودش و قدرتش تعریف میکرد و اقای مهران هم کم براشون مایه نمیزاشتن. کسی که مدرک کمبریج دکتری این شخص رو به مردم نشون داد در همون روز همین اقای مهران بود. در فیلم دقیقا یادم که یه پسره جوونی بود که مثل اینکه مرض قند داشت و تحت تاثیر انرژی درمانی این شخص قندش در ۱ ساعت به شدت پایین اومده بود. شاید برای مردمی که از پزشکی چیزی نمیدونستن چیز عجیبی نبود اما برای من که پدر متخصص دارم مشخص بود این کار نشدنی هست و جز فیلم و سرکیسه کردن مردم چیزی نیست. اون روز گذشت و اقای علی اکبری در Ipn بت شدن. می اومدن در تلویزیون و با نوحه خوندن انرژی برای مردم می فرستادن!!!! و چه جالب اشخاصی هم زنگ میزدن میگفتن خوب شدیم!!! فلان جا ما مشکل داشت و همه قطع امید کرده بودن و با این اواز اقا شفا پیدا کردیم!!! (وای بر ما وای بر ما!!!) همین اقای مهران هم اعلام کردن که مشکل ارتروز داشتن و گفتن من خوب شدم!!! جوری ذهن این مردم بدبخت شستشو داده شد که یه نفر دریغ از یه نفر زنگ نمیزد و بگه بابا اینها دکون بازاره. مردم گول نخورید!!! جوری شده بود وقتی این اقا به تهران برمیگشت مردم به تله تان کانال زنگ میزدن و التماس میکردن که زنگ بزنید به اقای علی اکبری که ایا سالم رسیدن به تهران یا نه!!! ما براشون نگرانیم و اگه سالم هستن یه انرژی بفرستن!!!! اقای مهران خان هم این کارو انجام میدادن و جالب در هر بار نوحه خونی ایشون منقلب هم میشدن اشکی هم میریختن!!! فکر میکنید Ipn چرا این کارو کرد؟؟ در ادامه توضیح میدم

اما امشب. اقای مهران خان افشاگری کردن و اعلام کردن همه چیزایی که از این اقا دیدن دروغه!!! و مردم ساده ما هم به راحتی قبول میکنن!!! یکی از خودش نمیپرسه پس چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟؟ شما فکر میکنید اینها نمیدونستن مدرک این اقا از کمبریج جعلی هست؟ چطور میشه ۱ سال کسی نفهمه این مدرک دکتری جعلی هست اما دقیقا زمانی که ایشون تبلیغات برنامه خودش رو به کانال Omid Iran میده مشخص میشه و همه دنبال این مساله هستن!! اصل داستان چی هست؟ شما توجه کنید که چند روزی هست که تبلیغات برنامه این اقا در کانال Omid Iran پخش میشه. اقای مهران هم چون کسی بودن که اقای علی اکبری رو وارد امریکا کردن تحمل دیدن این مساله رو ندارن و حالا که اقای علی اکبری مهره سوخته میشه باید نابودش کرد. شما دقت کنید چیزایی که اقای مهران میگه هم رو می شد در ماه اول رو کرد اما نکردن. برای یه استعلام از دانشگاه کمبریج که ایا این مدرک واقعی هست ۱ سال وقت لازمه؟؟ ایا اون اشخاصی که در فیلم نشون دادن و اون روز همه میگفتن ببینید معجزات این اقا رو بعد از ۱ سال مشخص میشه که این افراد چون همه میگفتن اونها هم گفتن مریضیشون خوب شده که الان اقای مهران میگن؟؟ ایا اون روز خواهر همین اقای علی اکبری زنگ میزنن و از ایشون اخاذی میکنن که یا پول بفرست و یا به Ipn میگم که همه چیز خالی بندی هست و به گفته خود مهران ۲ نفر از بچه های صحنه اینو شنیدن الان بعد از ۱ سال باید گفته بشه؟؟ در صحبتهای اقای علی اکبری یه چیزی گفته شد. اقای علی اکبری گفتن من ۳۰۰ هزار دلار برای این کانال سود داشتم!!! اینو دقت کنید که چرا Ipn اینها رو اون زمان لو نداد در صورتی که همه چیزو میدونستن. Ipn اگه یادتون باشه سر دی وی دی و تبلیغات با کانال Itn مشکل پیدا کردن و یادتون هست که همین اقای مهران میگفت به دادگاه میکشونم حمید شب خیز رو. حالا چی شد که اون همه حمایت نیست؟ مشخص هست دیگه این اقا با مهران کار نمیکنه. دیگه سودی برای این کانال نداره. . چه جالب که باز مردمی که زنگ میزنن حالا همه مخالف این اقا میشن!! یه نفر از افراد زمانی که برنامه و انرژی درمانی این شخص پخش میشد زنگ نمیزد که اقا این دروغه!!!! دوستان دنیای تلویزونهای ۲۴ ساعته خیلی کثیفه. شاید خیلی از پشت پرده این مسایل خبر نداشته باشن و فکر میکنن این اقای مهران الان دلش سوخته به مردم. نه به خدا اینجا دقیقا بهتون نشون دادم که مساله پول هست یه مثال دیگه میزنم

دوستان زمان جام جهانی رو به خاطرشون هست و حق پخش بازیها رو که طپش۳ خریده بود. قبل از خرید بازیها دو کانال خیلی با هم رقابت داشتن یکی Itn بود و یکی Tapesh . اقای امیر قاسمی قبل از اینکه بازیها رو بخره اعلام کرد که سعی میکنن بازیها رو بخرن و پخش کنن. اینو قطعا اقای شب خیز شنیده بود اما چرا حرفی نزد و نگفت اقا این بازیها رو نمیشه از هاتبرد پخش کرد. دلیلیش این بود که معلوم نبود این بازیها رو کی میخره و اگه میگفت در هاتبرد نمیشه بازار تبلیغات اگه حق پخش رو میخرید از دستش میرفت. تا اینکه طپش حق پخش رو خرید. هدف این بود که با قیمتی کمتر Itn از طپش بگیره و حدود ۱۵ روز که تبلیغات طپش۳ رو ایر بود و همش اعلام میشد که بازیها پخش میشه اقای شب خیز ساکت بودن. اما روز موعود. طپش ۳ بازیها رو Itn نفروخت!! و همه تبلیغات به سمت طپش رفته بود و سر Itn بی کلاه مونده بود. اقای شب خیز افشاگری کرد!! بله که این بازیها رو نمیشه از هاتبرد پخش کرد و این کانال طپش کلاهبرداره و... در صورتی که دوستان یادشون باشه از روز اول که طپش تبلیغات رو شروع کرد من به دوستان گفتم که اجازه پخش از هاتبرد نخواهد داشت و اگه پخش بشه جریمه سنگینی داره. فکر میکنید اقای شب خیز نمیدونست در هاتبرد نمیشه پخش کرد؟؟ قطعا میدونست اما چون به نفعش بود نگه حرفی نزد اما بعد از اینکه دستش از همه جا کوتاه شد اومد گفت من میخوام مردم رو روشن کنم!!!! که سرشون کلاه نره!!! اصولا این کانالها هر جایی کم میارن و مشکل پیدا میکنن با بهونه اینکه میخوایم مردم رو روشن کنیم شروع میکنن به کوبیدن هم

و حالا هم Ipn همین کارو با علی اکبری انجام داد. علی اکبری دنیای ۲۴ ساعته رو نمیشناسه و نمیدونست اگه تبلیغاتش رو به کانال دیگه به غیر از Ipn بده چه وضعی پیش میاد. ببینید چقدر برای علی اکبری سخته که در Ipn میگه که مهران تو سرطان میگیری و میایی من درمانت کنم!!!!! اون ذلیل شدن این شخص رو که گیج شده و نمیدونه افرادی که دیروز بتش کرده بودن الان دارن به راحتی جلوی میلیونها بیننده ابروش رو میبرن.

در انتها اقای علی اکبری نه تنها دکتر نیست و نه تنها معالجه کننده نیست و همه مدارکش قلابی هست و در خود ایران ثابت شده یه بازنده بزرگ هم هست. ادمی که نتونه دوست و دشمنش رو تشخیص بده ادمی که در تلویزیون مثل بچه ها به دشمنش بگه سرطان میگیری چطور ادعای داشتن مدرک دکتری و چطور ادعای معجزه میکنه!!!!

دوستان عزیز به من حق بدید که اخبار این کانالها که واقعا برای سود خود صاحب کانال هست نگم و خودم هم خوشم نمیاد سطح فکر و عقل بازدید کنندگان سايت رو اینقدر پایین بدونم که دنبال اخبار این چنین کانالها هستن.

تا زمانی که مردم ما فکر نکنن و در ذهنشون مسایل رو حلاجی نکنن اینه وضعیت مملکت ما و اینه وضع زندگی ما.

منبع: irdvb.com

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 16:5 توسط كامران |

متهم دستگیر شد/ امیرابراهیمی: با یک تئاتر برمی گردم
قرار است اینترپل، متهم دستگیر شده را به پلیس ایران تحویل دهد تا مقامات قضایی به پرونده او رسیدگی کنند.

 متهم پرونده فیلم منتسب به زهرا امیرابراهیمی دستگیر شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از منابع خبری ،مردی که پس از تکثیر و توزیع سی دی غیراخلاقی به دبی فرار کرده بود، توسط ماموران اینترپل دستگیر شد.

گفته می شود قرار است اینترپل، متهم دستگیر شده را به پلیس ایران تحویل دهد تا مقامات قضایی به پرونده او رسیدگی کنند.

در همین حال امیرابراهیمی در گفت و گویی که " بانی فیلم" آن را انتشار داد، اعلام کرد که به زودی در یک نمایش نقش آفرینی می کند.

این بازیگر سینما و تلویزیون افزود: نمایشنامه را خوانده ام و آمادگی خود را برای حضور در صحنه اعلام کرده ام.

وی گفت: درحال حاضر فیلم سینمایی «حافظ» و «سفر به هیدالو» را به ترتیب به کارگردانی «ابوالفضل جلیلی» و «مجتبی راعی» آماده پخش دارم.

امیرابراهیمی در مورد سی دی پخش شده و شایعه خودکشی اش توضیح داد: من از طریق پلیس امنیتی در حال پیگیری شایعات هستم.

بازیگر سریال های «نرگس» و «کمکم کن» ادامه داد: من در سلامت کامل به سر می برم و هیچ دلیلی بر خودکشی نمی بینم و از تمام رسانه ها و اشخاصی که شایعه پراکنی کرده اند، شکایت کرده ام و مسوولان امنیتی در حال پیگیری این مساله هستند.

وی در این گفت و گو که پیش از بیانیه اخیرش انتشار یافته با تکذیب تمامی مصاحبه هایی که در مورد این مساله از او در رسانه های گوناگون به چاپ رسیده و در سایت های اینترنتی درج شده، تاکید کرده است تا چند روز دیگر تکلیف تمامی این شایعات و مسائل مشخص خواهد شد.

گفته می شود گروه تحقیقاتی RESCUE SQUAD با تهیه 85 فریم از این فیلم و مقایسه با تصاویر این بازیگر دلایل قابل استنادی برای تبرئه زهرا امیرابراهیمی به مقامات مسئول ارائه کرده است.

خبرنگار عصر ایران می افزاید:با همه این اوصاف نتیجه نهایی تحقیقات می بایست از سوی مقامات صلاحیتدار قضایی اعلام شود زیرا بازار شایعات همچنان داغ است و از آنجا که این مساله با مسائل اخلاقی و حریم خصوصی افراد مرتبط است دستگاه قضایی در انتشار اخبار آن با محدودیت های اخلاقی و قانونی مواجه است .

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 13:32 توسط كامران |

گاردین افزود: حبس یک ساله و پرداخت جریمه 10 میلیون تومانی برای فردی که این سی دی را تکثیر کرده، نمی تواند مناسب باشد و به طور حتم باید راهکار بهتری برای شایعه پراکنان انتخاب کرد.


انتشار یک فیلم غیراخلاقی منتسب به یکی از هنرپیشه های کشورمان و اعلام اینکه فیلم مذکور متعلق به هنرپیشه مذکور نبوده است، در رسانه های خارجی بازتاب گسترده ای داشته است.
"
به گزارش عصرایران، خبرگزاری رویترز اعلام کرد: واقعا بعید است که در کشوری اسلامی که حتی هنرپیشه های زن در فیلم ها و سریال ها طبق قوانین شرعی باید حجاب اسلامی را رعایت کنند، فردی پیدا شود که به ایفای نقش در فیمی غیراخلاقی بپردازد.

این خبرگزاری با جعلی توصیف کردن فیلم مذکور افزود: بررسی کارشناسانه فیلم غیراخلاقی منتسب به زهرا امیرابراهیمی نشان داده است که او دست به چنین کاری نزده و فریم های دریافتی نیز موید همین مطلب است.

روزنامه گاردین چاپ لندن نیز نوشت: تکثیر غیرقانونی فیلم ها در ایران و حتی فروش سی دی و دی وی دی های زندگی خصوصی هنرپیشگان و افراد معروف این کشور به بازار مساعدی برای کسب درآمد افراد ناباب شده است.

این روزنامه افزود: درست یا غلط بودن حرکت هنرپیشه ایرانی در فیلم غیراخلاقی منتسب به او اصلا مورد بحث نیست بلکه عملکرد فردی که دست به تکثیر چنین صحنه هایی زده باید تقبیح شود.

گاردین افزود: حبس یک ساله و پرداخت جریمه 10 میلیون تومانی برای فردی که این سی دی را تکثیر کرده، نمی تواند مناسب باشد و به طور حتم باید راهکار بهتری برای شایعه پراکنان انتخاب کرد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز اعلام کرد: بسیاری از سازمان های غیردولتی اروپا با بررسی فیلم ها به این نتیجه رسیده اند که کیفیت هر یک با دیگری متفاوت است و ظاهرا فردی حرفه ای دست به تولید آنها زده است.

نشریه "بک استیج" نوشت: با توجه به قوانین سفت و سخت ایران در مورد برقراری رابطه جنسی با فرد غریبه، بعید به نظر می رسد که این هنرپیشه زن که وارد دهه سوم زندگی اش شده و با پتانسیل بالایی که در عرصه هنر دارد دست به ایفای نقش در فیلم غیراخلاقی زده باشد.

این نشریه هنری افزود: نویسندگان این نشریه از شدت کنجکاوی سریال های تلویزیونی این هنرپیشه را به دست آوردند و بعد از مشاهده فیلم غیراخلاقی منتسب به او از طریق یک سایت اینترنتی ایرانی نیز به صاحب Domain مذکور تذکر دادند که آنرا از روی صحنه پاک کند.

"بک استیج" خاطرنشان کرد: طبق پرس و جوهایی که از دست اندرکاران سینمای ایران انجام دادیم، این هنرپیشه زن آینده روشنی در انتظارش بود و اینگونه شایعات می تواند حرفه او را به مخاطره بیندازد.

فرانس پرس اعلام کرد: زهرا امیرابراهیمی به تمام شایعات با مصاحبه با یک روزنامه هنری پایان داد و ادامه کار را به مقامات قضایی کشورش سپرد.

این خبرگزاری افزود: باید منتظر مان و دید که این چهره هنری با وجود شایعات موجود خواهد توانست به فعالیت خود در عرصه سینما و تلویزیون ادامه دهد یا خیر؟

این خبرگزاری با اعلام اینکه بعضی افراد در ایران اقدام به دامن زدن به اینگونه حوادث می کنند تاکید کرد: انتشار فیلم میهمانی ها و مراسم خصوصی افراد معروف در ایران ظاهرا عادی شده است زیرا چندی پیش فلیم و عکس عروسی علی دایی، میهمانی گروهی از بازیکنان تیم استقلال و ... نیز به صورت غیرقانونی انتشار یافته بود.

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 13:31 توسط كامران |

تو اين دنياي نامرد، يه دختر نابينا بود كه يه دوست پسر داشت.دختره دوست پسرشو خيلي دوست داشت. بهش ميگفت: اگه من دوتا چشم داشتم واسه هميشه باهات ميموندم.يه روز يه نفر پيدا شد كه چشماشو داد به دختره. دختره وقتي تونست دوست پسرشو ببينه،ديد كه اونم نابيناست. به پسره گفت: ديگه نميخوامت،از پيش من برو!

پسره وقتي داشت ميرفت لبخند تلخي زدو با اشك گفت: مواظب چشماي من باش ...

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 16:45 توسط كامران |

zahra amir ebrahimi

بررسي علمي - فني تصاوير دروغين نسبت داده شده به يك چهره سينمايي با ذكر اين مهم كه نبايد بگذاريم حرمت هنر و هنرمند لگد مال شود
گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» : فيلم غيراخلاقي كه گفته مي‌شد يك هنرپيشه در آن حضور دارد، شايعه تصويري است / بايد از هنرپيشه عذرخواهي شود

سرپرست گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» در گفت‌وگو با ايرانيوز، تأكيد كرد: «فردي كه در فيلم ديده مي‌شود، شباهت‌هاي فيزيكي خاصي به شخص هنرپيشه واقعي دارد، اما آن‌ها دو نفر هستند.»

گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» اعلام كرد فيلم غيراخلاقي كه گفته مي‌شد يك هنرپيشه در آن حضور دارد، شايعه تصويري است و بايد از هنرپيشه عذرخواهي شود.

سرپرست اين گروه تحقيقاتي در گفت‌وگو با ايرانيوز، تأكيد كرد: «فردي كه در فيلم ديده مي‌شود، شباهت‌هاي فيزيكي خاصي به شخص هنرپيشه واقعي دارد، اما آن‌ها دو نفر هستند.»
وي توضيح داد: «در دو هفته اخير به دنبال انتشار فيلمي در يك وب‌سايت، شايعه حضور يك هنرپيشه در فيلمي غيراخلاقي مطرح شد و به دليل عدم وجود منبع موثقي جهت كسب اطلاعات صحيح در اين مورد، شايعات تازه‌ ديگري نيز منتشر شد و با توجه به اهميت موضوع، گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» با هدف روشن شدن حقايق به بررسي تصاوير منتشر شده پرداخت.»

فيلم بررسي شده است
اين مقام «RESCUE SQUAD» كه خواست نامش فاش نشود، با بيان اين كه گروه تحقيقاتي مذكور در سال 81 تشكيل شده و تاكنون از طريق بررسي فيلم‌هاي مستند علت‌هاي حوادث غرق شدن دانش‌آموزان دختر در پارك‌شهر تهران و كشته شدن موتورسوار ركوردشكن در پيست استاديوم آزادي را روشن كرده است، درباره موضوع فيلم جنجالي اخير توضيح داد: «سي‌دي منتشر شده محتوي دو فايل تصويري با مدت زمان‌هاي 23 دقيقه و 40 ثانيه، و ديگري 2 دقيقه و 37 ثانيه با فورمت MPEG اما داراي Video Size متفاوت بود. پس از ترميم كيفيت تصاوير در كارگاه تدوين «RESCUE SQUAD»، حدود 85 فريم عكس از فيلم مورد نظر گرفته شد و در اختيار گروه بررسي قرار گرفت.»

سرپرست «RESCUE SQUAD» با اشاره به تشكيل گروهي از صاحبنظران و هنرمندان به منظور بررسي تصاوير، ادامه داد: «روزهاي يكشنبه و دوشنبه (هشتم و نهم آبان‌ماه) به درخواست ايرانيوز فيلم و عكس‌ها براي گروه هنرمندان نمايش داده شد كه پس از بررسي مواردي چون حالت‌هاي مختلف چهره و فرم اعضاي صورت فرد داخل فيلم و مطابقت آن با عكس‌هاي هنرپيشه واقعي، روز گذشته اعلام شد اين دو نفر به يكديگر شباهت‌هاي ظاهري زيادي دارند و در نتيجه حضور هنرپيشه در فيلم، صحت ندارد.»

سرپرست گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» با اشاره به اين كه طبق توافقات قبلي نام اعضاي گروه بررسي اعلام نمي‌شود، تصريح كرد: «شباهت بيش از اندازه ميان شخص داخل فيلم و هنرپيشه واقعي، همه را در اشتباه فرو برد به طوري كه وقتي شايعه شده است شخص مشهوري در فيلم حضور دارد، به سختي مي‌توان به بيننده ثابت كرد فردي كه در فيلم مي‌بينيد، آن هنرپيشه نيست. تأثير قدرت شايعه بر ذهن مخاطبان، آن‌ها را وادار به قبول دروغ كرد اما اين در حالي است كه اگر شايعه حضور هنرپيشه مطرح نمي‌شد، هر كسي هنگام تماشاي آن حتي متوجه شباهت اين دو نفر نيز نمي‌شد.»

شايعه‌پراكني ممنوع است
اين مقام با بيان اين كه اكنون شايعه حضور هنرپيشه در فيلم، «غير واقعي» تشخيص داده شده است و نبايد باز هم به آن دامن زده شود، در عين حال انتشار شواهد و مدارك را به دليل رعايت مسايل اخلاقي ضروري ندانست و تأكيد كرد: «نتيجه تحقيقات اين گروه، يك نظريه علمي است و از امروز اگر شخصي بدون شاهد، مدرك يا دليل، بر خلاف اين نظريه ادعايي را منتشر كند، ماجرا از سوي «RESCUE SQUAD» پيگيري خواهد شد و فرد اظهارنظركننده بايد تا آخرين لحظه در مقابل ادعاي خود پاسخگو باشد.»
وي در پايان گفت‌وگو با ايرانيوز، گفت: «با توجه به اين كه عده‌اي با با لذت و علاقه و خيال آسوده هر شايعه‌اي را مي‌پراكنند و افكار جامعه را به بازي مي‌گيرند، از اين پس گروه «RESCUE SQUAD» با شايعه‌پراكني‌ها، به‌خصوص در ارتباط با فيلم اخير برخورد خواهد كرد.»


فرورتيش رضوانيه: علاقه جامعه به ساختن شايعه خطرناك است

مبدع دروغ كج شدن برج‌ميلاد نيز در گفت‌وگو با ايرانيوز، با اشاره به انتشار فيلم جنجالي و تأكيد بر اين كه در جامعه ما سرعت انتشار شايعه، خارق‌العاده است و مردم شايعه را با كمال ميل و نهايت علاقه باور مي‌كنند و آن را با سليقه خودشان مي‌پرورانند، گفت: «تا زماني كه در تلويزيون، سينما و خبرها هيجان وجود ندارد، جامعه احساسات خود را از هر طريقي كه شده تخليه مي‌كند. چنان كه چند سال قبل شاهد بوديم چگونه مردم چرخ‌خياطي‌هاي سينگر را باز كردند و داخل آن به دنبال الماس مي‌گشتند و بانك مركزي مجبور شد اطلاعيه‌اي مبني بر تكذيب اين شايعه منتشر كند.»

طنزي كه توسط مردم شايعه شد
«فرورتيش رضوانيه» با بيان اين كه به علت عدم وجود موضوعات تخيلي و صحنه‌هاي مهيج در فيلم‌ها جامعه هر روز بيشتر از پيش به طراحي يا شنيدن شايعه علاقه‌مند مي‌شود، گفت: «زماني كه در زمستان 81 خبر خنده‌دار و غيرواقعي درباره كج شدن برج‌ميلاد را مي‌نوشتم، هرگز فكر نمي‌كردم كه روزنامه‌ها، وب‌سايت‌هاي خبري و شبكه‌هاي راديو، تلويزيون مطلبي به آن مضحكي! را باور و سپس منتشر كنند. شايعه كج شدن برج‌ميلاد تا حدي در ميان مردم تقويت شد كه يكي از شبكه‌هاي خبري معتبر غرب نيز اين خبر را با جديت اعلام كرد و ماجرا چنان جدي تلقي شد كه دفتر يكي از سازمان‌هاي بين‌المللي مستقر در تهران نيز قصد تشكيل كميته بحران درباره اين موضوع را داشت. به دنبال اين اين رخدادها، يك مطلب طنز به مهم‌ترين شايعه خبري در چند سال اخير تبديل شد. ساكنان اطراف تهران، به تاكسي به اتوبان همت مي‌آمدند تا برج را تماشا كنند و اهالي منطقه گيشا نيز با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس مي‌گرفتند و مي‌پرسيدند كه آيا بايد خانه‌هايشان را ترك كنند، يا بمانند. در واقع مردم دوست داشتند اتفاق بزرگي در حال رخ دادن باشد؛ حتي اگر مجبور باشند خانه يا شهرشان را ترك كنند.»

بايد از هنرپيشه عذرخواهي شود
نويسنده كتاب بومرنگ، در گفت‌وگو با ايرانيوز، گفت: «من خودم در نوروز 85 تعدادي شايعه طنز مانند انتشار اسكناس 100 هزار توماني و تبديل شدن ميدان ونك به چهارراه را منتشر كردم اما هيچ‌كدام به كسي توهين نمي‌كرد و به هيچ گروهي نيز آسيب وارد نشد.» «فرورتيش رضوانيه» با انتقاد از عدم رعايت حريم اخلاقي در شايعه حضور هنرپيشه در فيلم جنجالي، تأكيد كرد: «وب‌سايتي كه براي نخستين مرتبه فيلم شايعه را منتشر كرد، امروز كه عدم صحت شايعه ثابت شده است بايد رسما از هنرپيشه و مردم عذرخواهي كند.»

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 15:14 توسط كامران |

زهرا امیرابراهیمی: زهرا هزاران تكه شده است/ چرا باید چنین شهروندان بدون تعصبی داشته باشم؟/ بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت، خود را لحظه اي جاي ديگري بگذاريم


zahra amir ebrahimi

خبرگزاري انتخاب : زهرا اميرابراهيمي بازيگر سينما و تلويزيون در خصوص جريانات پيش آمده اخير كه در طي اين چند هفته از وي در محافل خبري و مطبوعاتي منتشر شده است ، در نوشته اي نسبت به اين اتفاقات واكنش نشان داد .

متن کامل یادداشت وی که نسخه ای از آن برای «انتخاب» ارسال شده، در پی می آید:

پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني.

گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سكوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست.
نور كافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با كساني كه آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري شهر ماست تقسيم كرد.

شايد اين شرح يك تجربه است.

شايد اين يك شكايت است براي زهره شوكت و يا من مسوولي هستم با نام" زهرا اميرابراهيمي" براي دفاع از آن چه كه حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يك انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يك جامعه.

آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي زهره شوكت از نيمه ماه مبارك رمضان جزو تنقلات روي كرسي برخي محافل همكاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد.

همه ما مي دانيم كه عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت.
آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همكاران و همنوعان عزيزي است كه به بي عدالتي و خشونت تبديل شد.

خشونتي كه حتي مي توانيم با دست خودمان زهره شوكت را به خودكشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر...
پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل كشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همكاران ، روزنامه عزيز ؛ زهرا اميرابراهيمي ( هنرپيشه مذكور به قول شما ) كه گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي كه در ماه مبارك رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا كنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت كامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي كافي براي خودكشي پيدا نكرده است و من زنده هستم ... هنوز.

كساني كه با اين بي پروايي از بي حرمت كردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر كشته اند.
نجابت برخي هموطنان را كه چه عرض كنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.

بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تكذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد.
جاي آن است كه تشكر و قدرداني كافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت از محارم و حيثيت و تكذيب اين شايعه بنمايم.

انسانها ، متمدنين ، روشنفكران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود كه شايعات و اكاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود.

بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل كرديم. از ما كه گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتك حرمت هايي نه براي آدمي كه مي شناسيد ، نه براي مثلاً زهره شوكت ، كه براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بكنيم؟

- بني آدم اعضاي يك پيكرند
بعضي وقتها بد نيست كه خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم كه هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم كه در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خودكشي جگرگوشه اش ممكن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم كه شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع كند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد كه درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.

و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يك لحظه ....
از ما كه گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم كه گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور كرده اندكه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شكند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نكنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
كه آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است كه مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تكه شده است براي شما

● زهرا امير ابراهيمي

این بازیگر سینما و تلویزیون همچنین در گفت و گو با اینا با انتقاد از جريانات اخير كه به وي نسبت داده شده است ، گفت : پاييز امسال برايم ياد آور بدترين خاطره ها را ساخت ، تلخ و وهن آور . به قول اخوان " ابرهاي همه عالم در دلم مي گريند "...چون من از اين اتفاق غير انساني در رنجم و خداي هنر را شاهد مي گيرم نه براي خودم و فرديت خودم ، بلكه براي آنكه حرمت يك انسان و يك زن چنين لگد مال شد زيرا براين باورم بار سنگين تهمت و بي حرمتي را به يك انسان تحميل كردن ، گناهي بس گران و درد آور است.

وي افزود : در جامعه ما من اولين و آخرين قرباني اين گونه تهمت هاي ناروا و برچسب هاي غير انساني نيستم و نخواهم بود . چون تا زماني كه حس بي مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسانهاي كوته فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد ، و جالب اينكه در ايران - ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان - چرا بايد چنين شهرونداني غير ايراني و بدون حميت و تعصب داشته باشيم .

امير ابراهيمي در ادامه گفت : اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غير اخلاقي باشد و به خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي اصول شده است .

اين بازيگر سينما و تلويزيون در بخش ديگري از صحبتهاي خود خاطر نشان كرد : بعضي وقت ها بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت ؛ خود را لحظه اي به جاي ديگر ي بگذاريم و اين در هر دين و كيش و آئيني مر سوم است ؛ من هم بنا به اين رسم اديان ، دقيقا خودم را به جاي سه نفر گذاشتم . اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره ي زرد و غمگين دخترش را مي بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه اي بزند و شايد هم نمي دانم در خفا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش بگريد و مردانه بار غم بر د وش كشد و يا خود را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خبر خودكشي جگر گوشه اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر شدن دخترش روزگار را مي گذراند ،و يا خود را به جاي دوستي مي گذارم كه شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي را باز ستاند . در هر سه حال ، هر انساني كه بويي از انسانيت به مشامش رسيده باشد ؛ ناراحت مي شود .

امير ابراهيمي درباره شايعات اخيري كه در خصوص خودكشي وي در برخي رسانه ها منتشر شده است ، گفت : من خودم را جاي تمام وجود خودم گذاشتم كه براي اثبات اين بي حرمتي به شخصيت زن و انسان به سان اشرف مخلوقات . رفتاري كالائي داشتن با آن ، فقط تصميم گرفتم كه بايستم و به حرمت شرف و كيان قهرماني ايران تاريخ ، بگويم و فرياد بزنم كه من " زنم و انسانم " و علاوه بر آن به عنوان يك هنرمند بايد به جلا و صلابت زن ايراني فكر كنم و از حرمت زنان و دختران هم كيش و زبانم دفاع كنم ... و تنها وسيله و لبزار من همان هنر من است .

بازيگر نقش زهره در سريال نرگس خاطر نشان كرد :تكذيب من دردي را دوا نمي كند ، چه را تكذيب كنم ؟ وجود بلاهت را ؟.... من خود عين انكارم ! و مي دانم نسل نو و جوان و هم نسل خودم در ايران چنين عرصه را براي جولان بي غيرتان و عدوهاي ابله كيان و ناموس ايران ، فراهم نمي كنند .

وي افزود : من ساكن كوچك وادي هنرم . عزمم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاري ام فعال تر باشم و با نوجستن و تكاپو در عرصه هنر ، به عنوان يك زن ايراني حركت كنم . حركتي براي نو جستن و زيستن و آموختن ؛ فعلا قصد هيچ گفتگويي با رسانه اي را ندارم و فقط به مردمان سرزمين قمر و پروين و فروغ و بزرگان هنر و ادب مي گويم من زنده ام .

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 13:26 توسط كامران |

سرای "احسان کهريزک" تنها مرکز نگهداری خيابان خواب های زن در تهران است. اين مرکز که زير مجموعه موسسه حمايت از آسيب ديدگان اجتماعی تنها مرکز مستقل است که به اسکان آسيب ديدگان اجتماعی می پردازد. سازمان غيردولتی ای که مسئوليت اداره سرای احسان کهريزک را پذيرفته ناگزير است به کمک های محدود مردمی بسنده کند.

در اين مرکز که خيابان خواب های مرد هم نگهداری می شوند، خانه ای مجزا وجود دارد با يک در کوچک سفيد که ۱۲۹ زن در آن هستند. آنها به طور مشترک از اتاق خواب ها، دستشويی و حمام، حياط و ناهارخوری استفاده می کنند. زن هايی ۱۸ تا ۷۰ ساله.

اينها زنانی هستند که از پارکها، امامزاده ها، ترمينال ها و محلات فقيرنشين تهران به اين خانه آورده شده اند. آنها روزها را در اين مرکز به آفتاب گرفتن های طولانی خوردن ناهاری طولانی و کارهای ديگر می گذرانند و شبها با قرص به خواب می روند.

ذهن هايی بهم ريخته

اين ۱۲۹ زن تقريبا هيچ کاری انجام نمی دهند. گفته می شود که موسسه بارها برايشان کارگاههای مختلف گذاشته اما آنها وارد شده، چای و شيرينی شان را خورده و بيرون رفتند. آنها بيشتر از برنامه های تفريحی مثل گردش استقبال می کنند. دوست دارند شبها بهشان ضبط دهند تا بزنند و برقصند. مدام دارند فکر می کنند. بعضی هايشان به خانواده و سرپرست تحويل داده شده اما بعد از مدتی دوباره از خيابان به مرکز آورده شده اند.

روزهايی هست که در حياط روی چمن ها دراز کشيده اند يا لميده اند روی سکوها و پله، سه تايی، پنج تايی، يا راه می روند. يکی از مددکارها بينشان لباس زير پخش می کند.

از دی ماه سال ۱۳۸۴ تا امروز بيش از ۱۵ ساعت حرف های زنهای اين خانه را ضبط کرده ام. ذهنشان بهم ريخته است: يا يکريز از گذشته حرف می زنند (طوری روايت می کنند که انگار دارد همين الان اتفاق می افتد)، يا ااصلا گذشته ای به خاطر ندارند، يا اصلا حرف نمی زنند.

نمونه اش زنی ۲۸ ساله است که تمام شبانه روز را در کنج ديوار دو زانو می نشيند، دستها روی زمين و چشم های بسته اش را به بالا می دوزد، نه حرفی، نه کلامی... تنها کاری که می کند پاشيدن مدفوعش به اطراف خودش است. يکی ديگر زن لاتی است که دائم راه می رود و ناسزا بار ديگران می کند. ازش می پرسم اسمت چيه؟ می گويد: تربچه. می گويم: فاميلت چيه؟ می گويد: کلم. می گويم: خانه ات کجاست؟ جوابم را با يک حرف رکيک می دهد.

چطور به اينجا رسيدند؟

داستان های متفاوتی از يک ماجرا نقل می کنند که هيچ ربط و منطقی در آن وجود ندارد. با هم خوبند. دوستند. گفتگو می کنند. ساعت ها در مورد دو جمله حرف می زنند. گويی دارند چشم اندازهای مختلف موضوع مورد بحثشان را بررسی می کنند.. گفت و گوهايشان با هم دور و بر اتفاقات همين روزهاست در خانه. برای يکديگر جذابيت جنسی دارند. زنهای زمخت تر با صدای دورگه، زنهای نازک اندام و جوان و زودرنج تر ... ميزان خودزنی شادترها بيشتر است.

ماندن طولانی مدت در خيابان به خصوص سپری کردن شب ها برای غالب اين زنها که به علت اعتياد و ناتوانی های جسمی نمی توانند رفيق پسر يا مشتری داشته و در خانه دوستان يا مشتری هايشان بخوابند، بهم ريختگی های روحی و روانی، بزهکاری والدين، درآمد اقتصادی پايين وعدم ثبات اقتصادی، ازدواج های ناموفق و عدم حمايت عاطفی از جانب مرد، ناتوانی در درک شرايط و عدم مسئوليت پذيری، اعتياد، طلاق و بسياری عوامل ديگر در جمع شدن اين زنها زير اين سقف نقش داشته است.

اين زن ها بی حوصله، دلزده و بيرمق هستند. برخی از آنها توسط گشت های بهزيستی و شهرداری شناسايی و به سرای احسان آورده شده، مدت زمان تعيين شده که از دو هفته تا دو ماه است را در قرنطينه می گذرانند و در اين مدت تحت معاينات پزشکی و روان پزشکی قرار گرفته و هويت و خانواده آنها شناسايی و در صورت داشتن خانواده ترخيص شده و اگر سرپرستی در کار نباشد، سرا ی احسان به آنها اسکان می دهد و تحت مراقبت قرار می گيرند. اين زنها به تنهايی قادر به ادامه زندگی شان نيستند.

فاطمه: "شوهرم زن گرفت"

"ميدون غار، خانوم خدمتتون می گم، باغ فردوس، می شه دم کلانتری ۱۶، کوچه سوهون پز خونه. از اونجا آوردنم. دم در خونمون نشسته بودم منو آوردن اينجا. سوهون پز خونه، کوچه آزاد ... اسمم فاطمه است، ۴۵ سالمه. بچه هام پيش پدرشون هستن پيش باباشون."

"طلاق گرفتم. بيخودی خانوم. (شوهرم) زن گرفت. نمی دونم چرا خانم، چرا رفت زن گرفت. خانم ترا بخدا منو آزاد می کنی امروز؟ دو کلام حرف از خودتون بزنيد، بهشون بگيد من اصلا اين خانم رو با خودم می برم. خودتون منو با خودتون ببريد، منو آزاد کنيد، بگين منو از اينجا می بريد. می رم پيش مادرم خانم، پيش برادرم، آدرس دادم اما خونه ام رو پيدا نکردند. مدد کار گفته يه هفته ديگر منو می برند..."

داستان فرخنده، سکينه و يک زن سبزواری

نامش فرخنده است. هر دو دستش به علت خود زنی های مکرر نيمه فلج است. تنها چند دندان در دهان دارد. سياه و لاغر و کبود است. دو روز است به سرای احسان آورده شده و در قرنطينه به سر می برد.

يک زن سبزواری می پرد وسط و می پرسد: دختر خانوم، دختر خانوم ، دختر خانوم، امروز چندمه؟ بيست و هفتم؟ کدوم بيست و هفتم؟

زن سبزواری را چند ماه پيش آورده اند بعد از مدتی شکمش بالا آمده. حامله است. نه اسمش را می دانند نه حرفی می زند. مانند بقيه زنها شناسنامه ندارد.

فاطمه می گويد: مشهد که بودم پسرم زنگ زد خوب گفتش که... چی کار کردين برای من؟

زن ديگری به نام سکينه می گويد: کارم رو پيگيری کرديد؟ منو دادگاهی کنيد! به آقای شاهرودی بگيد!

سکينه زنی درشت است با ريش. ۵۰ ساله است. از ترمينال جنوب به سرا ی احسان آورده شده. مدت دوماه در ترمينال جنوب سيگار و مواد مخدر می فروخته. به اصطلاح "ساقی" ترمينال بوده. می خواهد برگردد سر کار قبلی اش. صيغه ۶ يا ۷ نفر از رانندگان يک آژانس مسافربری بوده.

"رانندگی را با کاديلاک شروع کردم"

فرخنده می گويد:

"مادرم خونه اش خيابان ميرداماده. آپارتمان من خيابان يخچاله. تلفن مامانم و بنويس: (شماره تلفن می دهد.) بهش تلفن کن. ۵۲ سالمه. دانشگاه ملی رفتم موقعی که کنکور نداشت. بهداشت دهان و دندان. نرس دندانپزشکی ام، زبانم عاليه به خدا. من بی خانمان و ولگرد نيستم. خداشاهده موهامو زدن اين ريختی شدم. اين لباس ها اينطوريم کرده. ازم عکس نگيريد خيلی بی ريخت شدم. فقط دو سه ساعت تو خيابون بودم. زنگ يکی از همسايه های اونور کوچه رو زدم که يه تلفن بزنم، کارت نداشتم. در رو باز نکرد، انگار گداها اذيتش کرده بودن. آخه کوچه ما گدا زياد رد می شه. دو تا دخترويک پسر دارم. پيش شوهرم هستن."

"شوهرم بهم خيلی خيانت کرد. اول عروسی منو ترياکی کرد. برادرش به اون تعارف کرد. اون بايد می گفت به زنم ترياک تعارف نکن. منم ترياکی شدم. شوهرم ترياکی شد. دعواهام سر ترياک کشيدنش بود. منقل و وافورش رو پرت می کردم تو استخر خونه. بساط کباب برگ رو راه می انداخت برای آشتی. دندانپزشک بود. بخدا ما رو شوهرامون از بين بردن."

"شوهر دومم هم خوب نبود، از من کوچکتر بود، تعادل اخلاق نداشت، فقط پولدار بود، بچه حاجی! من خودم از اول کاديلاک زيرپام بود به خدا رانندگی رو با کاديلاک شروع کردم. پدرم سرلشکر بود شاه تير بارونش کرد. آخه منو چرا بايد قاطی ديونه ها بندازن، جنون ادواری ها."

"چرا اينطوری شد؟ دارم از بين می رم. من اينجوری نبودم، بهتر از اين بودم . من غصه می خورم، غصه اينارو می خورم، غصه زندگيم رو می خورم، غصه اينکه مامانم ازم خبر نداره. در هفته دو بار بهم سر می زد. به خاطر فلج بودن دستام خودکشی کردم. می خوام برم آپارتمانم."

آمنه: بگوييد آزادم کنند

"خانم ميشه درد و دل کنم. خواهرم مريض احواله، ناراحتی داره، چهار تا بچه داره، من اومدم چادر مشکی بخرم اين دندونم ( دندانهايش مصنوعی است) رو نشون بدم منو آوردن اينجا، دو ماه هم گذشت، هر چی ميگن اطاعت می کنم ببينم بالاخره چه کار می کنند. چرا ولم نمی کنن؟ بگو چرا ولم نمی کنن؟ دو تا چهار تا بچه دارم."

فاطمه: با مهدی صحبت کردی؟ با دامادم چطور؟ بنويس (شماره تلفن همراهی را می دهد). مهدی، مجيد. بهش بگو...

يک زن افغان می گويد: زن و بچه خونمون هستن منوآوردن اينجا چرا؟

زن ديگری به نام طلعت می گويد: اين شماره را بگير (شماره ای را می دهد). بگو وحيد بيا مامانتو، طلعت رو ببر! از شاه عبدالعظيم آوردنم قربونت برم. دو ماه و دو روزه.

يک زن ديگر به نام زهره شروع به صحبت می کند: (شماره تلفنی را می دهد) ساعت هفت تلفن بزن برادرم پاشا، بگو بياد منو ببره. تو پارک بودم، در کرج. رفتم آزادی مامورا گفتن اينجا چی کار می کنی گفتم دارم استراحت می کنم منوآوردن اينجا.

زهره: خانم چرا کچل کردن؟ برادرم نماينده فنی جورج بوش در ايرانه! حسابداری صنعتی خوندم. کار می کردم. طلاق گرفتم. شوهرم اقامت گرفت و رفت دو تا پسرام رو هم برد. گفتم دنيا بزرگه. با برادرم زندگی می کردم. اون گاراژ داره خرج منو می ده.

اکرم: شما مجله فيلم نداری با خودت؟ سه ساله اينجام.

آمنه: منم با خواهرم زندگی می کنم رفته بودم چادر بخرم آوردنم اينجا بگين آمنه رو آزاد کنن!

زهره: اومدن اينجا فيلم برداری من يه قر دادم. گفتن چی کار می کنی! به دکتر گفتم اين مامور منه يا بهيار؟ خوب قرم آمد. ميخوام برم سر خونه و زندگيم. من تو خونه بهترين ميوه ها رو می خوردم. سيب و خيارها اونقدر می موند که خراب می شد.

آمنه: به اينا چه مربوطه که من شب تو خيابونم! هشت شب بود!

اکرم: جشنواره فيلم فجر رفتی؟ امسال نرفتی! من مرخصی می رم خونه و برمی گردم. اينجا مثل پانسيونمه .۳۷ سالمه... آره...

زهرا: بهم بگو دقيقا چه طوری مرخص می شم، با قرص يا دارو؟ مادرم منو آورده . از راه آهن. رفته بودم دنبال کار. شبها کارها تعطيله. راه می رفتم. تو پارک می خوابيدم. ۲۴ سالمه. مادرم تلفن نداره. من اصلا شانس ندارم. ازدواج؟ تا سوم دبيرستان درس خوندم که عاشق شدم. ما اصلا شانس نداريم. هيچ کدممون. خواهرام، من . محمد گفت ازدواج کنيم گفتم بکنيم. سر عقد نيومد. ماهيچکدممون شانس نداريم . راه می رم.

زهرا پس از برهم خوردن عروسی اش از خونه بيرون زده و چند شبانه روز در خيابان می گذراند او را ديروقت شب در حالی که بی هدف و گيج راه می رفته به سرای احسان می آورند. پدر و مادرش به دنبالش می آيند اما زهرا با آنها به خانه بر نمی گردد.

رقيه ۴۵ سالش است نمی داند چه شده که سر از اينجا درآورده. مشکل حنجره دارد و به سختی حرف می زند. سال هاست در اين مرکز زندگی می کند مدت زمانی را که در حياط راه می روم او کنار من است و زير گوشم زمزمه می کند: برام يه شوهری پيدا کن...

می گويد: ۲۳ سالگی نامزد داشتم کاری که نبايد بکنه کرد. حامله شدم و فرار کرد و رفت. کورتاژ کردم. اگر بود، الان بچم ۲۵ سالش بود. عاشق مرتيکه بودم گفت اگه منو دوس داری بذار سکس کنيم. چهار بار شوهر کردم. اولی معتاد بود، خودکشی کرد. گفتم اگر ترياک رو نذاری کنار ترکت می کنم. ترسيد خودکشی کرد. دومی سکته کرد. سومی اذيت می کرد، طلاق گرفتم. چهارمی هم مرد. پدرم تاجر فرش بود. مستمری اونو نمی گيرم فايده نداره تموم می شه. می مونم تو خيابون.

گلنار، می گويد که کسی را بيرون دارد. بهرام راننده آخر خطه. از آزادی مسافر می زند. کارش نيمه های شب شروع می شود. از من می خواهد با خودم بيرون ببرمش. چشمک می زند و می خندد. می گويد: تو چرا بيرونی؟

"اينجا حوصله ام سر می رود"

مهبونه: خواب ديدم يه جايی هستيم هتل مانند، داريم هندوانه می خوريم. برادرم هست، شوهرم هست. داريم صحبت می کنيم. درباره سيگار کشيدن. من داشتم سيگار می کشيدم، برادرم برام فندک زد. شما هم سيگار می کشيد؟ اينجا نبود، خونمون هم نبود، يه جای ديگه بود. داشتم نگاه می کردم، می گفتم چه جای تميز و قشنگيه. مبل داشت، تخت، يه جای تميز... آينه و ميز آرايش. ما سه تا فقط بوديم، بقيه بالا بودن.

يازده و نيم ماهه اينجام . يه مددکار منو آورد. قرار شد چهار روز اينجا بمونم قبلش بيمارستان بهزيستی کرج بودم. من با خواهرم بودم. ماشين گرفتيم، به راننده گفتم برو خيابون ژاندارمری، منو برد کلانتری پياده کرد. من با شوهرم بودم. با شوهرم کاری نداشتن. دکتر گفت سالمم. بردنم بيمارستان گفتن ناراحتی اعصاب دارم. می خوام برگردم کرج.

زهره ديشب برای چندمين بار رگ دستش را زده. با يک زن روابط جنسی داشته. مددکارها پس از بررسی، آن دو را از هم جدا می کنند. زهره رگش را می زند. حالا قرار است به بيمارستان رازی منتقل شود. ۲۱ سالش است. بيشتر عمرش را در بهزيستی و سرای احسان گذرانده است. جوان و زيبا و شاداب است. می خواهد برود بيرون. می گويد: می خوام زندگی کنم. برم مغازه، برم خريد با دوستام، برم پارک، يه کاری کنم بالاخره.. اينجا حوصله ام سر می ره، حوصله ام سر می ره.

پری: خواب ديدم نشستيم دور هم يکی می خنده، يکی گريه می کنه، بعد يه نامه مهر شده بهم دادن. باز که کردم يه عالمه ماهی پريد بيرون.

به ادعای خودش در يک نزاع خانوادگی ضربه خورده بعد از چهار روز در بيمارستان بهزيستی به هوش می آيد. چهار فرزند دارد که دو تای انها آمريکا هستند.

آرزو و زيارت مکه

آرزو ۳۳ سالش است. اما مانند يک پيرزن ۶۰ ساله به نظر می آيد. خواب زياد می بيند. همه مکان های مقدس، از حرم امام حسين در کربلا گرفته تا حرم امام رضا و حضرت معصومه را در خواب زيارت کرده. حتی يک بار در خواب به مکه مشرف شده. برای زن های خانه طلب آمرزش می کند و دعا.

ديگران به او می گويند: آرزو خوابيدی؟ آرزو دعا کن، دست به ضريح بکش از طرف من.

پنج ماه است که به سرای احسان آمده. دو ماه در پارک خوابيده بود. از پدر شهيد شده اش چهار باب مغازه و خانه به جای مانده که او می گويد عمويش بالا کشيده و او را حواله خيابان کرده است. از سه سالگی که پدرش مرده آرزو کلفتی کرده.

می نشينم، می ميرم، می ترسم...

پروين: آتنا دخترمه! احساس می کنم، همش احساس می کنم پيش منه و گريه می کنم. شب خواب ديدم کور شدم، تو خواب به آرزو گفتم دعام کن. يهو چشمامم خوب شد، اما الان يه هفته است چشمام ازش آب مياد. به دکتر گفتم نکنه کور بشم. گفت نه. قطره داد. از بس گريه می کنم برای آتنا. چشم باز کردم شوهرم دادن، برادرم مرد دخترم مريض شد و مرد رفتم سراغ اعتياد. خانوادم سطح بالا هستن .عارشون مياد منو ببرن. می گفتن اعتياد داری. حالا که شش ساله اينجام و ترک کردم نبايد منو ببخشند؟

مهری ۱۸ ساله است بيشترعمرش را در بهزيستی و سرای احسان گذرانده. می گويد: رفتم مددکاری گفتم بذارين برم. شبها يه حالتی بهم دست می ده. نمی خوام اينجا بمونم. خسته شدم. هيچ کاری نمی کنم. گفتم امتحانم کنيد ببينيد کجا می رم. می رم هتل، مسافرخونه، يه جايی ديگه. وای کجا برم! حرف می زنم. اما نمی تونم برم بيرون. بلد نيستم جايی رو. اصلا بيرون نرفتم. فقط مدرسه که می رفتيم با خواهرم از مغازه خوراکی می خريديم. ديگه هيچی.

اکرم چيزی نوشته که برايم می خواند: احساس وانهادگی، رها شده در بيابان، سرسام گرفتگی، حالت روانی حيوان شلی را دارم که نه ميميرد و نه پای شلش را فراموش می کند. هم راه می رود هم به اطرافش احساس دارد اما درونش بيابان است. يادداشت های روزانه ام کو؟ ندارم. چه بلايی به سرم آمده که نقش قير داغ شدم! خانه شلوغ است. اينها چه می خواهند؟ چرا دليلی برای دوری از اينجا ندارم؟ بهار شده. من درآستانه ام يا در انتها يا در ميانه يا حاشيه؟ ( اکرم سيگارش را روشن می کند) چی شد؟ احساس دود شدن. می خواهم به چيزی دست بکشم، غيرعادی است؟ پا به فرار می گذارم غيرعادی است؟ می نشينم، می ميرم، می ترسم...

***********************

منبع: bbc.com

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 14:16 توسط كامران |

رئيس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ:

خودكشي بازيگر زن سريال نرگس صحت ندارد

خبرگزاري فارس: اقدام به خودكشي هنرپيشه زن سريال نرگس تكذيب شد.

محمد تورنگ رئيس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با تاييد اين خبر افزود: اين هنر‌پيشه زن هم‌اكنون در سلامت كامل است و خبر خودكشي او هنگام بازجويي ماموران صحت ندارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عصر ديروز از سوي منابع غير رسمي اعلام شد، يكي از هنرپيشه‌هاي زن سريال نرگس صبح ديروز هنگام تحقيق ماموران اقدام به خودكشي كرده است كه بلافاصله به بيمارستاني در شمال تهران منتقل شده است.
مدتي است تصاويري غير اخلاقي منتسب به اين هنرپيشه زن در سايتهاي اينترنتي منتشر شده است كه وي با تكذيب اين موضوع اعلام كرده است از انتشار دهنده‌هاي آن شكايت مي‌كند.
تورنگ افزود: هم اكنون تحقيقات در رابطه با صحت اين تصاوير و دليل انتشار آن، از سوي ماموران ادامه دارد.
=========================

*هنرپيشه‌ زن بازداشت نشده است

وي در ادامه در پاسخ به پرسش فارس در خصوص دليل احضار هنرپيشه زن سريال نرگس گفت: در پي انتشار تصاويري غير اخلاقي از اين بازيگر روز گذشته ماموران او را احضار و مورد تحقيق قرار دادند كه پس از تمام شدن تحقيقات وي آزاد شد و اخبار منتشر شده در خصوص بازداشت وي صحت ندارد.
رادان همچنين خبر اقدام به خودكشي اين زن در حين بازجويي را نيز تكذيب كرد و افزود: در زماني كه وي نزد ماموران بود هيچ اقدامي براي خودكشي انجام نداد ولي در خصوص اقدام به خودكشي اين هنرپيشه پس از خارج شدن از دفتر پليس اطلاعي ندارم.
رئيس پليس تهران خاطرنشان كرد، هم‌اكنون پرونده‌اي در اين رابطه در پليس امنيت تهران تشكيل شده است و ماموران به دنبال توزيع كنندگان سي دي‌هاي مربوط به اين پرونده هستند.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 21:49 توسط كامران |

لعنت به كسي كه اين فيلمو پخش كرده.طفلكي خانوم زهرا امیر ابراهیمی اقدام به خودکشی کرده.این خبر به نقل از روزنامه جام جم هستش که دیروز تو صفحه ۱۹ چاپ شده.خوشبختانه زنده هست و اتفاقی رخ نداده 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 21:36 توسط كامران |

اميرابراهيمي در گفت و گو با شهروند، فيلم پخش شده را "جعلي" خواند



طي روزهاي اخير، پخش فيلم س ک س ي که به دروغ شايعه شده است متعلق به زهرا امير ابراهيمي بازيگر مشهور سريال نرگس است، جنجال فراواني به پا کرده است و حتي اين فيلم نيز در اينترنت پخش شده است.

خبرنگار خبرگزاري "شهروند" با بيان اين مطلب اعلام کرد که شنيده شده است برخي جريان ها با سوء استفاده از اين شايعه ي کذب، زهرا اميرابراهيمي را ممنوع التصوير کرده و تمام فيلم هاي وي که در نوبت نمايش بوده به حالت تعليق درآمده اند.

اين در حالي است که فيلم مذکور، توسط خود زني که شباهتي (هر چند زياد) با خانم اميرابراهيمي دارد، فيلمبرداري مي شود و اين مساله کذب بودن فيلم مذکور را تاييد مي کند.

خبرنگار "شهروند" مي افزايد: در سال هاي گذشته نيز فيلم هاي با مضاميني چنين با حضور افراد شبيه به بازيگران سينماي ايران در ايران منتشر شده بود که پخش کنندگان اين سي دي ها، به حبس و اعدام محکوم شده اند.

گفتني ست، خبرنگار شهروند پس از ساعت ها تلاش لحظاتي پيش موفق به گفت و گو با اميرابراهيمي شد. وي در اين گفت و گو، اعلام کرده که فيلم مذکور جعلي است و از منتشر کننده ي اين فيلم جعلي شکايت خواهد کرد

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 13:39 توسط كامران |