تبليغاتX
این لحظه که میگذرد عمر است

فرا رسیدن سال جدید را به همه ایرانیان تبریک میگم . امیدوارم سال 1385 سالی باشه سراسر از شادی و شادمانی و موفقیت ...

سال نو مبارک

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهرياری برقرار و بردوام !

سال خرم ، فال نيکو ،‌مال وافر ،‌حال خوش ،
اصل ثابت ، نسل باقی ،‌تخت عالی ، بخت رام .

سال خوبی را برای همگی مان آرزو می کنم .

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 2:41 توسط كامران |

آدم يا بايد کاری رو شروع نکنه يا اگه شروع کرد به بهترين نحو انجامش بده.هر چنداين کار ممکنه به نظر خيلی کوچيک به نظر برسه.مثلا اگه می خواهی غذايی بخوری سعی کن به بهترين نحو اين کارو بکنی وتمام حواستو جمه کارت بکن تا از اونچه که انجام ميدی راضی باشی.يا مثلا اگه می خواهی با دوستت جايی بری اول جلوی اينه به خودت نگاه کن ببين مي تونی بهتر از اون باشی يا نه واگه ميتونی حتما خودتو بهتر کن ،بزار ديگران از بودن با تو لذت ببرند ،می بينی که خودت هم از اين کار لذت خواهی برد.اگه ميخواهی غذايی درست کنی اون رو خوشمزه ترين بکن وغذا رو توری تزئين کن که ديگران رو به خودش جذب کنه همه احساس بکنند که تو براشون ارزش زيادی قائل هستی..........اگه باغچه ای تو حياط داری که ميخواهی پرش کنی از بهشت،از همون اول درختی رو توش بکار که زبياترين باشه و تخم گلهايی رو بکار که رنگارنگترين ها بشن .....

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 19:6 توسط كامران |

مرد آن است كه در كشاكش درد سنگ زيرين آسيا باشد
نه پشت ميز كامپيوتر

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 2:26 توسط كامران |

پزشک قانونی به تيمارستان دولتی سرکشی می‌کرد، مردی را ميان ديوانگان ديد که به نظر خيلی باهوش می‌آمد ، او را پيش خود خواند و با کمال مهربانی پرسيد که شما را به چه علت به تيمارستان آورده‌اند؟

مرد در جواب گفت : آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختر هيجده ساله‌ای داشت. يک روز پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز ، زن من مادرزن پدرشوهرش شد، چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود ، پسری زائيد  ، اين پسر برادر من شد زيرا پسر پدرم بود اما در همان حال نوه زنم  از اين قرار نوه بنده هم می‌شد، و من پدر بزرگ برادر ناتنی خود شده بودم. چندی بعد زن بنده پسری هم زائيد، و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و ضمناً مادر بزرگ او شد ، در صورتی که پسرم برادر مادر بزرگ خود و ضمناً نوه او بود ، از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم ، خواهر پسرم می‌شود بنده ظاهراً خواهرزاده پسرم شده‌ام. ضمناً من پدر ِ مادر و پدربزرگ خودم هستم ، پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه من است ، آقای دکتر اگر شما به چنين مصيبتی گرفتار می‌شديد کارتان به تيمارستان نمی‌کشيد ؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 10:58 توسط كامران |

سلام ********** خیلی ********** دوست ********** دارم ********** یه ********** روز ********** می یام ********** دنبالت ********** میریم ********** یه ********** جای ********** دور ********** دسته ********** هیچکی ********** بهمون ********** نرسه ********** قربانت ********** ( عزرائیل )

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 23:35 توسط كامران |

سلام

میخوام تو این وبلاگ در مورد همه چیز بنویسم . یه جوری بنویسم که حالشو ببرین . منتظر باشین  ...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 23:27 توسط كامران |